اشکان مردی منزوی و درگیر با افسردگی شدید است. گذشتهای تاریک در سکوت او پنهان مانده؛ تجربهای که هیچگاه بیان نشده. بازگشت همسایهای از گذشته، همان فردی که کودکیاش را مخدوش کرده، باعث فعال شدن خاطرات سرکوبشده میشود.اختلال افسردگی اساسی و استرس پس از سانحه تشدید میشود. اشکان دچار حملات اضطرابی، بیخوابی، فلاشبک و فروپاشی روانی میشود. در نهایت او در بیمارستان روانپزشکی بستری شده و تحت درمان شوک الکتریکی (ECT) قرار میگیرد.
پایان فیلم با پرسشی تلخ همراه است:
آیا درمان، رهایی است یا خاموش کردن حافظه؟
«نوع ماژور» درباره زخمهایی است که دیده نمیشوند. درباره سکوت مردانی که قربانی بودهاند اما هرگز اجازه روایت نداشتهاند.
این فیلم تلاش میکند پیامدهای بلندمدت تروما را نشان دهد؛ نه با نمایش خشونت، بلکه با نمایش فرسایش روانی. ما بهجای بازنمایی حادثه، به پیامدهای آن پرداختیم.
شوکدرمانی در فیلم، صرفاً یک درمان پزشکی نیست؛ استعارهای از تلاش جامعه برای خاموش کردن درد بهجای مواجهه با آن است.
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن
برای تغییر این متن